صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
پیشنهاد ویژه با تخفیف
Title
ویندوز 7 اورجینال
قیمت : 6000 تومان
خرید پستی
توضیحات محصول
فروش ویندوز 7 اورجینال نقره ای محصولی از شرکت نوین پندار به شماره مجوز 024054-012306 قیمت پشت جلد این مجموعه 10000 تومان میباشد که با تخفیف یکماهه 6000 تومان به فروش میرسد .
رزتا استون
خرید زبان نصرت
جملاتی زیبا از دکتر شریعتیداستان کفاشقدیمی ترین قفل جهانسرنوشت خسرو پرویز چه شد؟هفتم آبان ماه روز جهانی بزرگ داشت کوروش کبیر گرامی باد متن سوره ی مبارکه نساء از 1 تا 176سپاه سپید و سرخ جامگان ابومسلم خراسانی بابک خرم دینداستان صدف ها
موضوعات
پروفایل
به سایت تفریحی و سرگرمی به باز Behbaz خوش آمدید منتظر نظرات شما هستیم
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 202 کل نظرات : 1 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 2 تعداد اعضا : 13 ● آمار بازدید بازدید امروز : 233 بازدید دیروز : 164 بازدید کننده ارمزو : 50 بازدید کننده دیروز : 63 گوگل امروز : 6 گوگل دیروز : 8 بازدید هفته : 1,434 بازدید ماه : 9,681 بازدید سال : 524,177 بازدید کلی : 1,830,117 ● اطلاعات شما آی پی : 54.237.183.249 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان
Image
12000 تومان
خرید پستی

>رزتا استون معروف ترین ، پرفروش ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی در دنیا به دو لهجه ی بریتیش و آمریکایی اورجینال در 2 DVD با 40% تخفیف بهاره

امید و جنگ

شاهین
20:30
بازدید : 6355

امید و جنگ

ماه ها از شروع جنگی می گذشت وجنگ همچنان ادامه داشت.سربازان هردو طرف خسته شده بودند.

فرمانده یکی از طرفین جنگ،با طراحی یک حمله بزرگ برای پایان دادن به این جنگ،ارتش خود را آماده می کرد.

او طرح حمله را با دقت و درایت ریخته بود و به پیروزی نیروهایش اطمینان کامل داشت،ولی تنها مسئله نگران کننده،خستگی و دودلی سربازانش بود.

فرمانده ابتدا تمامی سربازان ارتش خود را جمع کرد و در مورد کلیات نقشه اش توضیحاتی به آنان داد.سپس سکه ای از جیب خود بیرون آورد و رو به سربازانش کرد و گفت:«سکه را بالا می اندازم،اگر شیر آورد پیروز می شویم و اگر خط آمد شکست می خوریم»

سپس سکه رابه هوا پرتاب کرد.همه به چرخش سکه در هوا چشم دوخته بودند...تا اینکه سکه به زمین رسید...بله شیر آمد.ههوورراا!!

فریاد شادی سربازان به هوا برخاست.

فردای آن روز،همه سربازان با نیروی فوق العاده ای به دشمن تاختند و پیروز شدند.پس از پایان نبرد،یکی از معاونان فرمانده نزد او آمد و گفت:«قربان آیا شما واقعا می خواستید سرنوشت کشورمان را با چرخش یک سکه تعیین کنید؟»

فرمانده لبخندی زد و گفت:«هردو طرف سکه شیر بود!»




تبلیغات

معرفی کانال تلگرام

ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
کدهای اختصاصی
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS