صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
پیشنهاد ویژه با تخفیف
Title
ویندوز 7 اورجینال
قیمت : 6000 تومان
خرید پستی
توضیحات محصول
فروش ویندوز 7 اورجینال نقره ای محصولی از شرکت نوین پندار به شماره مجوز 024054-012306 قیمت پشت جلد این مجموعه 10000 تومان میباشد که با تخفیف یکماهه 6000 تومان به فروش میرسد .
رزتا استون
خرید زبان نصرت
دانستنی های شکفت انگیز جهانترجمه ی کتیبه های گنجنامهداستانی از شازده کوچولوتحقیق درباره حشره ملخمتن درباره ترس از تنهاییداستان غازتحقیق در مورد آتشگاه اصفهانزمان تخم گذاری مرغ عشق
موضوعات
پروفایل
به سایت تفریحی و سرگرمی به باز Behbaz خوش آمدید منتظر نظرات شما هستیم
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 202 کل نظرات : 1 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 6 تعداد اعضا : 13 ● آمار بازدید بازدید امروز : 801 بازدید دیروز : 1,888 بازدید کننده ارمزو : 47 بازدید کننده دیروز : 106 گوگل امروز : 5 گوگل دیروز : 18 بازدید هفته : 7,811 بازدید ماه : 35,166 بازدید سال : 35,166 بازدید کلی : 1,977,465 ● اطلاعات شما آی پی : 3.239.236.140 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان
Image
12000 تومان
خرید پستی

>رزتا استون معروف ترین ، پرفروش ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی در دنیا به دو لهجه ی بریتیش و آمریکایی اورجینال در 2 DVD با 40% تخفیف بهاره

طوطی

شاهین
18:48
بازدید : 7539

طوطی

خانمی یک طوطی خرید. اما روز بعد آن را به مغازه پرنده فروشی برگرداند.
او به صاحب مغازه گفت این پرنده صحبت نمی کند.
صاحب مغازه گفت:«آیا در قفسش آینه ای هست؟ طوطی ها عاشق آینه هستند. آنها با تصویرشان در آینه شروع به صحبت می کنند.»
آن خانم یک آینه خرید و رفت .
روز بعد باز آن خانم برگشت و به پرنده فروش گفت طوطی هنوز صحبت نمی کند.
صاحب مغازه پرسید:«نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند.»
آن خانم یک نردبان خرید و رفت .اما روز بعد باز هم آن خانم نزد پرنده فروش رفت.
صاحب مغازه گفت:« آیا طوطی شما در قفسش تاب دارد؟ به محض این که طوطی در قفس شروع به تاب خوردن کند،حرف زدنش تحسین همه را بر می انگیزد.»
آن خانم با بی میلی یک تاب خرید و رفت . وقتی که آن خانم روز بعد وارد مغازه شد،چهره اش کاملاً تغییر کرده بود.
او به مغازه دار گفت:«طوطی مرد.»
صاحب مغازه شوکه شد و پرسید :«آیا او حتی یک کلمه هم حرف نزد؟»
آن خانم پاسخ داد:«چرا ،درست قبل از مردنش با صدای ضعیفی گفت آیا در آن مغازه غذایی برای طوطی ها نمی فروختند؟»

❌ابتدا اصل مسئله را بررسی کنید❌

جوان و خدمتکار حاکم

شاهین
0:5
بازدید : 604

جوان و خدمتکار حاکم

مردی سینی بزرگی بر سر داشت که روی آن ظرف های زیادی چیده شده بود. آن ظرف ها مال حاکم شهر بود و مرد، می خواست آنها را به قصر ببرد. در راه مردی بیکار را دید و به او گفت : ‌« ای جوان! این سینی را برای من بیاور تا در عوض پندی به تو بیاموزم. »
جوان که آن مرد را می شناخت و می دانست که یکی از خدمتکاران حاکم است، به ناچار قبول کرد. سینی را از او گرفت و روی سر خود گذاشت و به راه افتاد. مدتی که گذشت، سینی را بر زمین گذاشت و گفت :‌ « آن پند را بگو تا کمی خستگی در کنم و برویم. »
مرد گفت : « اگر کسی به تو گفت حمالی ارزان تر از تو سراغ دارد، باور نکن. » جوان از شنیدن این حرف خنده اش گرفت و سینی را روی سرگذاشت و به راه افتاد، اما این بار طوری با عجله راه رفت که سینی از روی سرش افتاد و تمام ظرف ها شکست.
خدمتکار حاکم بر سر خود زد و گفت : « چه کردی جوان؟ »
جوان گفت : « صبر کن! من هم می خواهم پندی به تو بدهم. اگر کسی به تو گفت که از این ظرف ها حتی یک دانه اش سالم مانده است، باور نکن. مگر تو نمی دانستی که حمّال ارزان دست و پا چلفتی است؟ »
مرد خدمتکار با ناراحتی پیش حاکم بر گشت و جوان به دنبال کار خودش رفت.

تبلیغات

معرفی کانال تلگرام

ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
کدهای اختصاصی
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS