صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
پیشنهاد ویژه با تخفیف
Title
ویندوز 7 اورجینال
قیمت : 6000 تومان
خرید پستی
توضیحات محصول
فروش ویندوز 7 اورجینال نقره ای محصولی از شرکت نوین پندار به شماره مجوز 024054-012306 قیمت پشت جلد این مجموعه 10000 تومان میباشد که با تخفیف یکماهه 6000 تومان به فروش میرسد .
رزتا استون
خرید زبان نصرت
تاریخ ایران از آغاز تا کنون بخش 1داستان کوتاه پدرراننده صبوررباط صلیبی زانو و درمان آندانستنی های شکفت انگیز جهاندانلود موزیک علی لهراسبی به نام هرشبهندوانه چه خاصیتی داردخواص سرکه سیب برای لاغری
موضوعات
پروفایل
به سایت تفریحی و سرگرمی به باز Behbaz خوش آمدید منتظر نظرات شما هستیم
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 202 کل نظرات : 1 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 2 تعداد اعضا : 13 ● آمار بازدید بازدید امروز : 261 بازدید دیروز : 301 بازدید کننده ارمزو : 79 بازدید کننده دیروز : 78 گوگل امروز : 17 گوگل دیروز : 17 بازدید هفته : 261 بازدید ماه : 7,215 بازدید سال : 350,843 بازدید کلی : 2,293,142 ● اطلاعات شما آی پی : 3.236.218.88 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
لینک های دوستان
Image
12000 تومان
خرید پستی

>رزتا استون معروف ترین ، پرفروش ترین و بهترین پکیج آموزش زبان انگلیسی در دنیا به دو لهجه ی بریتیش و آمریکایی اورجینال در 2 DVD با 40% تخفیف بهاره

داستان اسمیت و زنجیر عشق

شاهین
23:57
بازدید : 635

داستان اسمیت و زنجیر عشق

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرکار به خانه باز می‌گشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان در برف ایستاده. اسمیت از ماشین پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت من آمده‌ام کمکتان کنم. زن گفت صدها ماشین از روبروی من رد شدند، اما کسی نایستاد، این واقعاً لطف شماست.
وقتی اسمیت لاستیک را عوض کرد و درب صندوق عقب را بست که آماده رفتن شود، زن پرسید: من چقدر باید بپردازم؟
اسمیت پاسخ داد: شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در چنین شرایطی بوده‌ام؛ روزی شخصی پس از اینکه به من کمک کرد، گفت اگر واقعاً می‌خواهی بدهی‌ات را بپردازی، باید نگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود.
چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی را دید و داخل شد تا چیزی میل کند و بعد به راهش ادامه دهد؛ اما نتوانست بی‌توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمت باردار بگذرد، او داستان زندگی پیشخدمت را نمی دانست و احتمالاً هرگز نخواهد فهمید، وقتی پیشخدمت برگشت تا بقیه صد دلار  را بیاورد، زن بیرون رفته بود، درحالیکه روی دستمال سفره یادداشتی گذاشته بود. 
وقتی پیشخدمت نوشته را خواند اشک در چشمانش حلقه زد؛ در یادداشت نوشته بود : شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این موقعیت بوده‌ام؛ یک نفر به من کمک کرد و گفت اگر می‌خواهی بدهی‌ات را به من بپردازی، نباید بگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود..
همان شب وقتی زن پیشخدمت به خانه برگشت، درحالیکه به ماجرای پیش آمده فکر می‌کرد به شوهرش گفت: دوستت دارم اسمیت! همه چیز داره درست میشه

تبلیغات

معرفی کانال تلگرام

ورود به سایت
رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
آخرین مطالب ارسالی سایت
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
کدهای اختصاصی
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
YOUR ADS